1-هر کس حقی به گردن من دارد، برخیزد و طلب کند. این جمله از کیست؟
الف. حضرت علی (ع)
ب. حضرت محمد (ص)
ج. امام حسین (ع)
د. امام حسن (ع)
2- محمد ابراهیم همت در سال ........... بدنیا آمد.
الف. 1344
ب. 1334
ج. 1340
د. 1335
3- شهید همت در شهر ..... بدنیا امد.
الف. مشهد
ب. اصفهان
ج. تهران
د. تبریز
4- محمد ابراهیم، در دنیای کودکی وقتی می دید پدر و مادرش رو به قبله می ایستند و نماز میu202bخوانند؛ .............
الف. نماز می خواند- دعا می کرد- روزه می گرفت
ب. نماز می خواند- قرآن حفظ می کرد- روزه می گرفت
ج. دعا می کرد- قرآن حفظ می کرد- روزه کله گنجشکی می گرفت
د. نماز میخواند- قرآن حفظ می کرد- روزه کله گنجشکی می گرفت
5- یکی از دست نشاندگان شاه به نام «سرلشکر ناجی»، فرماندهی لشکر توپخانه اصفهان را بر عهده داشت. محمد ابراهیم هم مسئول ............. همین لشکر بود.
الف. دژبانی
ب. پدافند
ج. آشپزخانه
د. بهداری
6- محمد ابراهیم همت معاونت و سپس فرمانده لشکر ............. بود
الف. لشکر نصر مشهد
ب. لشکر محمد رسول الله
ج لشکر امام حسین اصفهان
د. لشکر الغدیر
7- شهید همت در ............. سالگی به سفر حج کرد
الف. 25
ب. 26
ج. 27
د. 28
8- شهید همت در .... سالگی به شهادت رسید
الف. 25
ب.26
ج.27
د.28
9- شهید همت چه سالی به شهادت رسید
الف. 1359
ب. 1360
ج. 1361
د. 1362
10- شهید همت در چه محلی به شهادت رسید؟
الف. جزیره مجنون
ب. جزیره خارگ
ج. فاو
د. کردستان
11- شهید همت در چه عملیاتی شهادت رسید؟
الف. بیت المقدس
ب. رمضان
ج. بدر
د. خیبر
12- ابراهیم همت معلم چه درسی در دبیرستان بوده است؟
الف. تاریخ
ب. جغرافیا
ج. ریاضی
د. علوم
13- کاک سیروس از فرماندهان ضد انقلاب با دار و دسته اش برای چه علتی به مقر سپاه آمده بودند؟
الف. تسلیم شدن
ب. مذاکره با نیروهای سپاهی
ج. جاسوسی و بدست آوردن اطلاعات
د. ب و ج
14- ابراهیم را همه کاک همت صدا می زدند. کاک سیروس تا او را دید .............
الف. به او حمله کرد و سلاحش را از دستش گرفت
ب. رویش را برگرداند و خواست که از آنجا برود
ج. سلاحش را دو دستی تقدیم کرد تا دستش را ببوسد
د. به سمت اتاق وی حر کت کرد تا با او مذاکره کند
15- نیروها می گویند به کاک سیروس نمی شود اعتماد کرد. دلیل این حرف چه بود؟
الف. کاک سیروس می خواهد سر کاک همت را زیر آب کند
ب. کاک سیروس تحت تاثیر نیروهای ضد انقلاب قرار گرفته است
ج. کاک سیروس در انجام وظایف دینی و الهی سهل انگاری می کرد
د. کاک سیروس قصد فرار و عقب نشینی داشت
16- کاک سیروس گفت مگر کسی در .... هست که کاک ابراهیم را نشناسد؟
الف. مشهد
ب. اصفهان
ج. تهران
د. پاوه
17- همت ... را میگیرد و آن را با دستهای لرزاتش محکم به دور پیشنای اش می بندد.
الف. چفیه
ب. پیراهن
ج. دستمال
د. سربند
18- موسی ... را روی همت تنظیم می کند و با حسرت نگاهش می کند
الف. آینه ماشین
ب. اسلحه
ج. پرچم
د. هیچچکدام
19- آفتاب سوزان ... همانقدر که تن دوازده هزار نیرو را میسوزاند تن حاج همت و دیگر فرماندهان را هم می سوزاند.
الف. مشهد
ب. تبریز
ج. تهران
د.خوزشتان
20- ابراهیم بدون اعتنا به ................، اجاق را روشن می کند. ..................... که از دست او کلافه شده، غرولند کنان از آشپزخانه خارج می شود
الف.ستوان
ب. استوار
ج. گروهبان
د. سرهنگ
21- ابراهیم هنوز در ---- است و یونس تازه می فهمد آشی که یک وجب روعن داشته باشد، چگونه آشی است.
الف. حال استحمام
ب. نماز خوندن
ج. سجده
د. وضو گرفتن
22- معلم ---- چند روزی است فراری شده. چند روز پیش بود که رفت جلو صف و با یک سخنرانی داغ و کوبنده جنایتهای شاه و خاندانش را افشا کرد.
الف. جغرافیا
ب دینی
ج. فیزیک
د. تاریخ
23- همت با دیدن ............ متوجه اوضاع می شود اما به روی خودش نمی آورد. لحضاتی بعد سرلشکر با دو مامور مسلح وارد مدرسه می شود.
الف. ماشین پلیس
ب. مامور ساواک
ج. سگ
د. موتور پلیس
24- ... دوان دوان می رود. حاج همت که کمی خنک شده می رود به طرف ساختمان.
الف. احمد
ب. یونس
ج. اکبر
د. کاک سیروس
25- حاج همت در حالی که سرش را رو به آسمان می گیرد می گوید الان بسیجی های --- ساله تو خط مقدم زیر آتش توپ و تانک دارند شرشر عرق میریزند
الف. سیزده ساله
ب. چهارده ساله
ج. پانزده ساله
د. شانزده ساله
26- اکبر وقتی به اتاق باز می گردد، حاج ابراهیم ...
الف . در اتاق نبوده است
ب. حاج ابراهیم به خواب رفته و پشه ها نیشش می زنند
ج. حاج ابراهیم در حال نماز خواندن بوده
د. هیچکدام
27- از صدای غیر منتظره شکستن شیشه، چه کسی از جایش بلند نشد و تنها به آرامی به آن نگاه کرد؟
الف. شهید همت
ب. بیسیمچی
ج. امام خمینی
د. پاسدار محافظ امام
28- شهید همت در هنگام شهادت در نزدیکی چه چیزی قرار داشت؟
الف. ماشین جنگی
ب. تانک
ج. در سنگر
د. موتور
29- سواده برای چه چیزی خواست تا قصاص کند؟
الف. تازیانه ای که به او برخورد کرد
ب. شتری که گردن زده شد
ج. شلاقی که به پسر وی زده شد
د. ب و ج
30- اکبر و کربلایی که صدای همت را شنیدند، در باره چه چیزی صحبت می کردند؟
الف. اسلحه که می باسیت تمیز شود
ب. کتانی که پایشان را داغان کرده بود
ج. غذا که کیفیت خوبی نداشت
د. مرخصی که به دیدار خانواده خود برود
31- کربلایی پس از بوسیدن پیشانی همت با خوشحالی گفت که رحمت به آن شیری که خوردی. سپس عازم کدام شهر شد؟
الف. مشهد
ب. اهواز
ج. تهران
د. اصفهان
32- حاج همت به جای گرفتن پوتینهای نو، چه چیزی به پا کرد؟
الف. پوتینهای کهنه خودش را
ب. دمپایی
ج. کتانی
د. کفش موجود در کفاشی
33- همانجا بود که فهدیم هر کس واقعا از خدا بترسد، دیگر هیج وقت از غیر خدا نمی ترسد. و هر کس از غیر خدا بترسد، از خدا نمی ترسد. این جمله را چه کسی بیان کرد؟
الف. امام خمینی
ب. شهید همت
ج. کربلایی
د. بیسیمچی
34-شهید همت در چه سالی به شهادت رسید؟
الف. 1360
ب. 1361
ج. 1362
د. 1363
35- سردار خیبر و چشم مجنون از القاب چه کسی می باشد؟
الف. شهید همت
ب. شهید باکری
ج. شهید اندرزگو
د. شهید باقری
36- شهید همت در چندمین رورز عملیات به شهادت رسید؟
الف. پنجمین
ب. ششمین
ج. هفتمین
د. هشتیمن